حقیقت دور

حقیقت دور

دلم می خواست بنویسم

و زیاد بنویسم و کتاب بخوانم 

و لبخند بزنم 

که بخندم

نمی شود

یک جایی یک چیزی درست نیست

فردا 

اولین جلسه رانندگی است

و من ...

می ترسم!

ترس از اولین ها

مبتدی بودن ها

احمق بودن ها

انگار هیچوقت این اولین ها تمام نمی شوند

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:24 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ