حقیقت دور

حقیقت دور

میدانی؟

یادم رفته بود

که اینجا چه می کردم

ماه های پیش

و پیش از آن

عاقبت یافتم

من اینجا بودم چون

جایی نداشتم

چون همه چیز خالی بود

چشمهایی که نمیخواهند باز شوند

تابستان یادمان می آورد که چقدر بدبختیم

که نه تنها دنیا

بلکه خودمان هم

نمی خواهیم کاری برای خودمان بکنیم

بیشتر ترجیح می دهیم

بکنیم

یا 

...شویم

پیاده رو های شهرمان گنجایش مرا ندارد

بیا با هم

بلاگفا را قدم بزنیم

چاره ای نیست

یا باید شجاع باشم

یا همین جا بمانم

گزینه دوم لطفا!

نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر ۱۳۹۴ساعت 2:18 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ