حقیقت دور

حقیقت دور

پایان پوچ است ؟ این را در تمام لحظاتی که می خندیم فریاد می زنیم وشاید به هم فکر می کنیم وقتی از خستگی روی زمین ولو می شویم ذهنم فریاد می زند آماده رفتنی اینبار آرام ترم زیرا دریافته ام که این یک پایان نیست تنها آغازی سنگین است که به پایان می ماند !

 باز من می مانم و یک شب طولانی که گرمایش ساختگی است .

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:10 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ