حقیقت دور

حقیقت دور

با حالت تهوع بیدار می شوم هیچ دردی نیست ولی حالت تهوع راحتم نمی گذارد 

گریه می کنم

دیگر کم آورده ام دیگر نمی توانم بین گرسنگی و حالت تهوع انتخاب کنم کمی بعد درد هم شروع می شود...

نوشته شده در شنبه دهم شهریور ۱۳۹۷ساعت 16:57 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ