حقیقت دور
حقیقت دور
آماده میشم میگه چی بود؟ HCV؟ جواب میدم آره HCV و HBs Ab حرفه ای کار میکنه نه اینکه دقیق توی رگ بره ولی راهشو سریع پیدا میکنه اینو از اونجایی میفهمم که برخلاف همیشه سرنگ آروم پر میشه تشکر می کنم میگه ایشالا که مثبت باشه پوزخند میزنم و میگم ایشالا... بعدش میگه آنتی بادیت رو میگم میخوام بگم خب اینطوری خیلی غمگینه لعنتی بذار فکر کنم شوخی کردی بذار فکر کنم خیلی دور و خیلی نا محتمله ولی چیزی نمیگم و اونم چیزی نمیگه منتظر دوستم می ایستم اونم نوبت بعدی رو میخونه عجیبه ولی دردش ادامه داره ی کمی هم ورم میکنه و من برای اولین بار جدی به این فکر می کنم که ممکنه جواب آزمایش اونی که انتظار دارم نباشه...
| قالب برای بلاگ |