حقیقت دور
حقیقت دور
من می توانم از بزرگترین تقصیر هایشان بگذرم اما می توانم تایید کنم که این آخرین تقصیرشان خواهد بود؟ خیر ، فرصت دوباره دادن احمقانه است اعتماد کردن احمقانه تر. بعد از چهارسال من بهتر نشدم تنها بی رحم و بی ملاحظه شدم درست مثل آنها آنقدر زمین خوردم که دیگر زمین زدنشان برایم بی اهمیت است حالا اگر آزارم دهند دیگر آنقدرها آزار نمی بینم دختر خوب قصه دیگر خوب نیست اخلاقیات زیادی را زیر پا گذاشته و بازهم خواهد گذاشت این روزها به خودم که برمی گردم چیز زیادی برای افتخار پیدا نمی کنم چیز زیادی نیست ولی با افتخارات نمی شود زندگی کرد باید گرگ باشی اینجا جای انسان بودن نیست مدت ها است که اشک نمی ریزم بزرگ شدم و بهایش را قبل تر ها داده ام.
| قالب برای بلاگ |