حقیقت دور
حقیقت دور
یکی دیگر از بهترین روزهای زندگیت شروع شده روز پیش رویت خالی است چشمانت خسته اند بدنت خسته است نه میتوانی بگویی و نه آرام می شوی یکی از روزهایی که در اوج سلامتی به سختی نفس میکشی تاریکی پیش رویت بی انتهاست نمی دانی از آدم ها به کجا فرار کنی پایت را که بیرون اتاقت بگذاری باید یک لبخند آماده تحویل همه بدهی زندگی جمعی و فرسایشی که انگار پایان نمی یابد تنها واکنشت خشونت بیشتر است خشونتی که روی تمام زندگیت سایه می اندازد رنگ عوض می کند منطقی می شود اما ماهیتش را تا ابد حفظ خواهد کرد انگار تا ابد ادامه خواهد داشت چشمانت را باز می کنی...
چشم هایت را باز میکنی
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت
8:14 توسط mahsa|
| قالب برای بلاگ |