حقیقت دور

حقیقت دور

((خودمون باعث شدیم بره بهش انتقالی دادیم هرز می پرید))

و تو در سکوت به خودت فکر می کنی

به او فکر می کنی

که چه ساده آرام آرام هرز رفتید

جایی که وادارمان می کنند انتخاب کنیم که به دست چه کسی تکه تکه شویم

ما حق تصمیم گیری نداریم هیچ دری باز نیست

هرز می پرید؟ چه خوب . بگذار هنجارهایتان را بشکند تا شما برای مهارش قوانین خودتان را زیر پا بگذارید گرچه ‌‌‌‌‌‌می دانم او هم هرز خواهد رفت و تو که این جملات را با قدرت بیان می کنی تو هم هرز رفته ای

اینجا به پوچ شدن رویاهایت بزرگ شدن می گویند و به هرز رفتنت عاقل شدن.

...

ببخش پایان نوشته ام هرز می پرید

منتقلش کردند

نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 0:38 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ