حقیقت دور

حقیقت دور

نشخوارهایت را بنویس و بازهم امیدی نداشته باش امید داشتن احمقانه است چرا فکر کردی کسی به تو رحم می کند؟ حرف من این نیست می گویم به خودت رحم کن! 

دیوانه آینده نامعلومی باش که میان حرف ها دیوانگی می خوانندش و فراموش نکن! تو تنها یک مهمان هستی مهمان چندساعتی هست و می رود و چون تا ابد نمی ماند میزبان را تاب می آورد.

عاشق لبخند آرام گوشه لبش شو و یواشکی لبخندش را میان videocall نوازش کن و نترس که با عجله تو چیزی خراب شود او هست و هیچگاه عجله ای ندارد و خب او قطعا خدا نیست[می خندد] خدا را چه به videocall!

زرنگ باش و بدان انسان تنها با شناختن ضعف هایش زرنگ می شود پس اگر نقص جدیدی کشف کردی نگران نباش زیرا makes u strongerاصلا ناجور!

تو حتما اشتباه خواهی کرد و حتما پشیمان خواهی شد اما فراموش نکن در این سرزمین پایان همه راه ها پشیمانی است پس خوشحال باش چون دیوانگی خودت باعث پشیمانی تو خواهد شد نه مغزهای بو گرفته دیگران.

اگر اعتماد کردی و خیانت کردند ناراحت نشو تعجب نکن و بازهم اعتماد کن اما به خاطر خدا به آدم دیگری اعتماد کن.

پایان

پ ن :برایت متاسفم که همچنان می خوانی اما جرعت این که خودت را نشان بدهی نداری!

 

نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 23:9 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ