حقیقت دور

حقیقت دور

مردها

زن ها

بس کنیم این جدا کردن ها را

نه همه مرد ها و نه همه زن ها هیچکدام یک اخلاق واحد ندارند

دوست گرام شوهرشما است که نمی فهمد پس از قهر به دنبال یک سلام یا یک جمله امیدبخش دوباره ای و باز تاکید می کنم این شما هستی که بعد از قهر چنین چیزی میخواهی چه ربطی به همه مردها و همه زن ها دارد؟

راحت بگذارید باقی مردها و باقی زن ها را .بگذارید انسان ببینیم خسته شدیم از بس زن ها و مردهای خیالی شما را دیدیم پشت یک میز می نشینی و می نویسی زن ها که ناراحت می شوند... دوست عزیز نویسنده هم ک باشی هر چقدر هم احساسات لطیف داشته باشی و روزقلم هم همین حوالی باشد بازهم مجبورم بگویم :"بیشعور تو از ناراحتی من هیچ چیز نمی دانی اگر هنرمندی برو درختان را توصیف کن یا مثلا درباره تفاوت اخلاقی شیر نر و ماده بنویس دست از سر این انسان ها بردار "

دوست گرام دیگر خسته شدیم از مردهای خشن و زن های مظلوم و احساساتی قصه هایتان بگذارید گاهی با هم خشن باشیم ببینیم دنیا به آخر می رسد یا نه بگذارید فریاد بزنیم و تهدید کنیم تا از شر زبان نفهم قصه رها شویم وگرنه هم تو می دانی و هم من که پایان قصه هایت خیالی است هیچکدام از روانی ها درست بشو نیستند خواه زن باشند خواه مرد. حداقل با شیوه مسخره داستان های تو درست بشو نیستند و بازهم بیهوده می نویسم شما که متن های مرا نمی خوانید شما تبریک های روزقلم خوانندگانتان را پاسخ می دهید و کلی ذوق می کنید که برای خودتان یک پا نویسنده با ان به علاوه یک ممبر هستید

خاک برسرتان

بی برو و برگرد!

دست از سر مردها و زن ها بردارید.

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 15:36 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ