حقیقت دور

حقیقت دور

نیلوفر به من نگاه کرد و وسط یک مکالمه معمولی گفت: به نظرم رفتارت این اواخر خیلی تغییر کرده انگار خیلی تو دل برو تر شدی:)

-نه تو تا قبل این خوب نمیشناخیتیش

-راست میگی

پاسخ خاصی نمی دهم لبخند میزنم حالت که خوب تر باشد همه چیز تغییر می کند چیزی ک تغییر کرده حال و هوای کسی است ک پس از یک تصمیم همه درها برایش باز شدند

وقتی همراه شیوا و فاطمه بیرون رفتم و فقط سبک مکالماتمان را با سبک مکالماتم با آنها مقایسه کردم همه چیز فرق داشت 

اینبار خیلی سریع تصمیم نمی گیرم و عالی را کنار اسمشان نمی گذارم اما هرچه که هستند و هر اتفاقی که هست حالم را خوب کرده 

انگار همه درها یکی پس از دیگری باز می شوند و همه چیزهایی که ایستاده بودند دوباره جریان می گیرند دیروز پر از اتفاقات خوب بود 

آدم های خوب 

و بعد های جدیدتر

نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی ۱۳۹۵ساعت 13:54 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ