حقیقت دور
بنویسمش ننویسمش بنویسمش... نوشته شده در شنبه سوم مهر ۱۳۹۵ساعت 0:6 توسط mahsa| آخرين مطالب » داستان» ای غریبه تو برام آشناترینی» اینجاست» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود» ت» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود» کمی ساکت تر کمی آرام تر» ت» عقبتر» مادر
ننویسمش
بنویسمش...