حقیقت دور

حقیقت دور

درست لحظه ای که شانه هایت بر خاک ساییده می شوند

زمانی که ضربه فنی را اعلام می کنند

چند لحظه ای قبل از برخاستن

نگاه خیره ات به سقف سالن

نگاه خیره ای که انتهایش معلوم نیست 

اما عمقش

از عظمت شکستت هم ژرف تر است

تمام پیروزی ها را کنار بگذار

بگذار یک جهان

بزرگی شکستت را ببیند

یک جهان 

مثل من

تمام لحظه های شکستش را 

کنار شکستت

بشکند.

 

 

پیوست: بازهم بپرسید چطور کشتی را دنبال می کنم...بپرسید چرا...ژست زنانه ای بگیرید و من  را از خودتان جدا کنید...

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۵ساعت 1:56 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ