حقیقت دور

حقیقت دور

عقربه ها همه به یک سمت می گردند

همه جا

آسمان آبی است

نیم نگاه هایت به عقب را کنار بگذار

تو شاهد من باش

تو جهان باش

تو کوه و دریا و باد باش

در موسیقی ها حضور داشته باش

تو صدای آخر کنار وجدان باش

تو نگرانی شیرین همیشگی باش

غم کناره های پیاده رو باش

قدم های خشمگین بی دلیل باش

آب سرد بعد از جنون ها

نگهدارنده افسار

عذاب

میانه های استرس

عشقی جهان سومی

نگران خطوط چهره ها نباش

زمانش که برسد 

همه آماده ایم

بلندی فریادی پایان یافته

همچنان پس از فریاد ادامه دارد...

 

 

پیوست:"تو تنهایی هاتو بذار رو دوش من

              صدای تو لالایی میشه تو گوش من"

نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۵ساعت 14:56 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ