حقیقت دور

حقیقت دور

من کلا همینجوریم

وقتی نمی فهمه و نمی فهمه و نمی فهمه

وقتی براش مهم نیست که رو اعصابم بره

حقیقت رو می کوبم تو صورتش و اصلا برام مهم نیست

فقط مشکل اینجاست که

اونقدر بچه هست

و اونقدر نفهم

که بازم ادامه میده...جدا دیگه طاقت درگیری و داستان ندارم

رعایت بهداشت

واقعا اینقدر سخته؟؟

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۵ساعت 2:15 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ