حقیقت دور

حقیقت دور

یکی از همان شب هایی که تا صبح بیدار هستم و درس می خوانم

و فرد احمقی که زمان بدی را انتخاب کرده گوشی ام را برمی گردانم تا صفحه را نبینم 

پرش های ذهنی ام به حداقل می رسند چون زمانی برایشان نیست 

و فقط پس از پایان است که غم همیشگی باز می گردد

از فردا پنج روز تنها خواهم بود

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ساعت 3:20 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ