حقیقت دور
حقیقت دور
امروز درست جایی که ذهنم از تعادل خارج می شد پدر زنگ زد و با همه حرف زدم تصویر میز گردی در ذهنم رنگ می گیرد الکل را رد می کنم و می گویم نمیتوانم بخورم درباره یک جنین رویاپردازی می کنم من، خودم را باردار تصور می کنم ! امروز بعد از ظهر خواب دیدم که مردم. خودم را گناهکار می بینم.
امروز آمدی ولی احتمالا نخواستی که دیده شوی و موفق هم شدی من ندیدمت ولی خوب شد که آمدی
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۴ساعت
1:34 توسط mahsa|
| قالب برای بلاگ |