حقیقت دور

حقیقت دور

من هیچوقت اینطور نبودم

یعنی 

اولین بار بود

من هیچوقت جلوی آینه آرایش را تمرین نکرده بودم

یعنی هیچوقت بدون علت آرایش نکرده بودم

یعنی از این دخترها نبودم

یعنی بر سر پوشیدن دامن ساعتها بحث می کردم

یعنی مهم نبود که زیبا باشم

یعنی یک روز همه اینها افتخارم بود

اولین بار بود

به دنبال چه بودم

خیلی دیر شده

خیلی خیلی 

از چه کسی زیبا تر باشم؟ برای چه؟

چرا؟

چرا این رفتار را نشان دادم؟

قطعا از فکر کردن بهتر بود

و بعد اضافه کردن زخم های دستم

از اینها بهتر بود

ولی...

فقط

نه این که بد باشد

یا به دور از فرهیختگی

نمی دانم چرا

من...

حس می کنم یک عذرخواهی به خودم بدهکار هستم

زیبایی آرایش تمرین حتا

هیچکدام بد نیست

اما اگر دلیلش را ندانی

و مثل یک احمق تقلید کنی

یک عذرخواهی بدهکاری

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۴ساعت 23:0 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ