حقیقت دور

حقیقت دور

اتاق ها را پی بیمار اسکیزوفرنی می گردم

به جایش اما

او را می بینم 

که پایش را از دست داده 

شرح حال تصویر غریبی است 

کسی که روی تخت نشسته فراتر از یک مجروح جنگی با قطع عضو است

فراتر از ترکش هایی که باعث تشنج می شوند

نگاهش 

صدایش

آرامشش

همه خارج می شویم

برمی گردم

باید با او صحبت کنم

چند جمله

و لبخندش

برای تمام دنیا کافی است

جنگ خوب نیست هزینه اش را انسان های خوب می پردازند

هزینه اش را او می پردازد

ما می پردازیم

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۴ساعت 12:50 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ