حقیقت دور

حقیقت دور

چطور به این راحتی چیزهایی را فراموش می کنم

که نباید فراموش کنم

که

نباید

فراموش کنم

می خواهم این بار

به جای عصبانی بودن

غمگین باشم

ناراحت باشم که چطور

که چه اندازه 

احمق بودم

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۴ساعت 0:26 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ