حقیقت دور

حقیقت دور

تو ایستاده ای در مورد من حرف می زنی 

می شنوم 

فاصله می گیرم

می فهمی که فاصله گرفته ام

فقط خدا می داند که چه می گذرد

در ذهنت

در ذهنم

خدایی که به آن اعتقاد نداری

خدایی که نمی دانم هست یا نیست

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۴ساعت 2:8 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ