حقیقت دور
حقیقت دور
پیوست:جای درستی هستم به من قول بده که تکرار نکنی این روایت ها از ما گذشته باید گذشته باشد اصلا مگر می شود که ما تکرار تکراری داستان های تکراری این سرزمین باشیم؟ دیگر از من نپرسید که چرا نمی خوانمشان این ها تمام تباهی ها وسیاهی های مردم ما را می نویسند و من از تیره روزی خودم نمیترسم اما وقتی شباهتی هر چند کوچک میان این شخصیت ها و او می یابم تسلیم می شوم زانوانم خم می شود و وقتی به گردنت طناب دار آویخته ای زانوانت نباید خم شود می پرسی چطور نباشد می گویم مصیبت بار می گویی فعلا که نیست و این بی ثباتی جمله ات شروع نگرانی های من می شود پیوست : موومان چهارم یکی از هنر های نویسنده است اما آیا درست بود که او هم نسبت به آیدین بی انصافی کند؟ یعنی کتاب را خوانده ای و باز نمیفهمی چرا می گویم بی انصافی؟ پیوست دوم : درباره کتاب زیاد نوشته اند نیازی به تحلیل من نیست همه روزها شبیه معجزه بود
| قالب برای بلاگ |