حقیقت دور
حقیقت دور
کلا به زور یه روز آروم دارم امان از دست این اعداد از خودت می پرسی بعد از این همه سال چی دارم سخت تر از اون اینه که ندونی چیا رو داری از دست میدی من به عنوان یه ایرانی که از دست دادم از لحظه تولدم تا همین الان زیر بار چیزایی دارم خم می شم که نمیدونم از دست دادم قراره بدم ؟ خسته ام از این که تو اوج جوونی با چشمایی که از زور خستگی کبود شدن بیدار شم خسته ام از این که زحمت بکشم و به دست نیارم چون وقتی داشتم زحمت میکشیدم به اندازه کافی از دست ندادم روزای خوب آفتاب پشت پنجره موسیقی لمس دستای یه مرد برای از دست دادن کافی نبوده حسادت نمیکنم حسرت می خورم یا باید کلا از دست میدادم یا باید زندگی می کردم حالا از هردو طرف سوختم.
| قالب برای بلاگ |