حقیقت دور

حقیقت دور

یعنی آدم باید چقدر بدبخت باشه که خودش گند بزنه به زندگیش


کلا به زور یه روز آروم دارم امان از دست این اعداد

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۲ساعت 20:36 توسط mahsa|

گاهی حس می کنی همه چیزت رو از دست دادی 

از خودت می پرسی بعد از این همه سال چی دارم

سخت تر از اون اینه که ندونی چیا رو داری از دست میدی

من به عنوان یه ایرانی که از دست دادم از لحظه تولدم تا همین الان

زیر بار چیزایی دارم خم می شم که نمیدونم از دست دادم قراره بدم ؟

خسته ام از این که تو اوج جوونی با چشمایی که از زور خستگی کبود شدن بیدار شم

خسته ام از این که زحمت بکشم و به دست نیارم

چون 

وقتی داشتم زحمت میکشیدم به اندازه کافی از دست ندادم روزای خوب آفتاب پشت پنجره موسیقی لمس دستای یه مرد برای از دست دادن کافی نبوده

حسادت نمیکنم

حسرت می خورم 

یا باید کلا از دست میدادم یا باید زندگی می کردم

حالا 

از هردو طرف سوختم.

نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۲ساعت 20:6 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ