حقیقت دور

حقیقت دور

کتاب خرمگس را خوانده اید صفحات آخر از اشک هایم خیس شد

چقدر زندگی و آرمان هایمان خنده دار است به هر حال اثری عالی است خواندنش را توصیه می کنم

 داستان زندگی آرتور با خط خمیده ای از سیاست  که در نهایت تنها دلیل زندگی او شد

بد ترین توصیف از کتاب را نوشته ام باید ببخشید تازه کتاب تمام شده و من در مانده ای تسلیم  هستم و مغزم قبل از فرمان گذری به قلبم می زند و آنجاست که نگارشم با خاک یکسان می شود و جای جمله و ارتباط با کتاب تنها چند کلمه کنار هم ردیف می شوند 

نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۱ساعت 19:6 توسط mahsa|

صدا های مبهم

وتلاش های بی نتیجه

این ها روزم را می سازند!

 

 

نکته:بازی ایران ازبکستان رو دیدیی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۱ساعت 12:10 توسط mahsa|

این روز های میانی خرداد با تمام قوا دارد مرا می کوبد

تا آخر خرداد نمی دانم چه اتفاقی برایم می افتد امسال هر چه می خواست با من کرد سعی دارم خودم را جمع کنم و به یک خواب طولانی بروم

طوفان دارد آرام می گیرد آغازی تازه در راه است

تا آخر خرداد فقط خودم را زیر یک سقف حفظ می کنم تیر فصل تازه زندگی من است.

 

نکته:حذفش کردم (متن قبلی) باورم نمی شد چنین چیز ی نوشته باشم

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۱ساعت 11:17 توسط mahsa|


آخرين مطالب
» داستان
» ای غریبه تو برام آشناترینی
» اینجاست
» دختری که کنار ساحل دراز کشیده بود
» ت
» دختری که سرش را روی شانه ی تو گذاشته بود
» کمی ساکت تر کمی آرام تر
» ت
» عقبتر
» مادر
قالب برای بلاگ