حقیقت دور
حقیقت دور
جان خود در تیر کرد آرش کار صدها صدهزاران تیغه شمشیر کرد آرش دو روز است که چشمک هایت را نمی بینم دو روز است که صدایت نگاهت... اما حتا روی فکر با تو بودن هم خط می کشم مثلا انگار اگر خط نکشم می توانم با تو باشم. تو می گویی همه چیز گذشته می گویی خوبی اما من چه؟باز هم باور نمی کنم . به فیلم نگاه می کنم و اشک می ریزم اما خوب می دانم به خاطر تو است حتما خیلی سخت بوده به تو فکر می کنم دیگر اشک هایم را پنهان نمی کنم بیش از پیش به عدالت خدا شک می کنم. عصبانی نیستم حسادت هم نمی کنم اما احساسی دگر دارم که خوب نیست و باز هم می دانم که تنها خودم نابود می شوم چرا برخی فکر می کنند دنیا فقط حق آنهااست، همه چیزرا می دانند؟ وتنها آنان شخصیت دارند؟ پول انسان ها را از بین می برد!
| قالب برای بلاگ |